دندون پنجم.ششم.هفتم و هشتم و راه افتادن کامل شاهزاده
سلام پسرم قند عسلم تاج سرم. تو شدی شاهزاده ی خونه ی ما. بابا محمود پادشاه ....منم ملکه ...توام که شاهزاده عزیزم بلا شدی .شاید این کلمه ی بلا شدی رو تو هر پست وبلاگم بگم.آخه نمیدونی چکارا که نمیکنی و هر روز بلا بازی هات بیشتر میشه. مثلا همین دیشب یعنی 17 خرداد بود که تو از یه گوشه خونه مثه جوجه اردکا قدم زدی به گوشه ی دیگه ی خونه...منو نگاه میکردی و با لبخند و گفتن کلمه بَق بَق اومدی سمتنم.من شمردم قدمهاتو.هزار الله اکبر پنج شش قدم زدی.میدونی هنوز40روز مونده تا یک سالگیت!!! برقو نشون میدی و میگی بَق. مگس،مورچه،پشه و پرنده رو ببینی میگی توتو .البته با یه لحن خاااااص.رو ت تشدید میذاری. و ت رو میکشی. گل رو میبینی و ...
نویسنده :
مامان عاطفه ی عاشق
22:39




